قهرمان ميرزا عين السلطنه
512
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هم جهت نايب الحكومهها از صدراعظم گرفتيم مخابره شد . اقلا تا ورود عماد السلطنه آنها آسوده باشند . ماليات ديوانى مردم را همينطور آموخته مىكنند . هروقت ميل به حاكم ندارند چند دكان را بسته تلگرافخانه مىروند . ديوانيان چشم از مبلغها ماليات پوشيده فورا احضار مىكنند . الان ما مبالغى از ماليات را وصول نكردهايم كه در محل است . همينطور تمام حكام . اين ماليات تا آخر سال بايد وصول شود سه ماه به سال مانده حتما يك قسط در محل باقى است . بعد از عزل حاكم ديگر قبول نمىكنند . اين حاكم هم نمىدهد ضرر ديوان مىشود . حكام جديد حسام السلطنه حاكم عربستان و حشمت الدوله حاكم لرستان و بروجرد شدند . امير خان سردار و شهاب الملك مىآيند . شاهزاده ملكآرا حكومت گيلان را قبول نكرد . بيست و پنج هزار تومان جهت تقديم شاه و ده هزار تومان جهت صدراعظم و سايرين مىخواستند . ملكآرا حساب كرده بود پنج هزار تومان هم تنزيل يك سالهء اين وجه مىشود و گيلان چهل هزار تومان در سال ندارد استعفا كرده بود . گفتند مشير السلطنه تقبل كرده و حاكم شد . مؤيد الدوله را هم گفتند پنجاه هزار تومان داده كه از گيلان خراسان و سيستان برود . براى ملاير كسى را نگفتهاند تا چه شود . اين حكومت كثيف را هم بگيرند چه خواهد شد . عضد الدوله - شعاع الدوله چهارشنبه 20 رجب - منزل بودم . ديروز خانهء شعاع الدوله جهت تبريك حكومت همدان رفتم . بعد معلوم شد حكومت همدان را گرفته مجددا به عضد الدوله مرحمت كردهاند و جهت شعاع الدوله ولايت ثلاث را معين كردهاند . معنى آن فرمايشات دو روز قبل و دادن آن تلگرافها و اين تغيير حاكم را ندانستم . تمام كارها به دروغ مىگذرد ، از صدراعظم گرفته تا مردكهء كفشدوز . بارى درب خانه خدمت آقا رفتم . آنجا هم اين مطلب را شنيدم . آقا اميريه رفت . نزد حضرت و الا تفصيل را عرض كردم . بعد سه تلگراف جهت رجب على خان سرتيپ فوج ملاير و رئيس تلگرافخانه و بداغ خان مأمور صدراعظم نوشتيم كه مواظب عماد - السلطنه باشند كه از مردمان هرزه و شرير چشمزخمى عارض نشود . تلگراف را خيلى سخت نوشتيم . بردم خدمت صدراعظم مزين فرمودند و تأكيد فرمودند كه زود زود مخابره شود ، مبادا صدمه وارد بيايد . بارى اين حكايت ملاير شد . امروز از تلگرافخانه خبر رسيد كه از ملاير حركت كردهاند .